پریسکه شعر امروز

عرض تبریک به استاد علیرضا بهرهی پدر شعر پریسکه و تمام پریسکه سرایان عزیز و بزرگوار

پنجمین سال بنیان گونه سوم شعر پارسی ، شعر پریسکه گرامی باد

۹۶/۸/۸

پریسکه شعر امروز

پریسکه شعر ملی

۱۷+

پریسکه شعر امروز

محور همنشینی و جانشینی

درمحورهمنشینی مابا ادات جمله سرو کار داریم، همانطور که میدانید جمله ی معمولی درشعر فارسی از ارکانی تشکیل شده است : فاعل، مفعول، را مفعولی؛ فعل.
جمله ی معمولی با فاعل شروع میشود و درجمله امری با فعل.

درمحور همنشینی، کلمات باید به شکلی کنارهم چیده بشوند که دستور زبان فارسی رعایت بشود.
مثال: اکبر ، اصغر را زد.
ماشین گربه را زیر گرفت.
ادات جمله درمثالهای فوق رعایت شده است.

درمحور جانشینی،موضوع فرق میکند.مجاز هستیم به صورت استثنا و صرفا درشعر ، ادات جمله را جابجا کنیم.مثلا فاعل را ببریم آخر جمله اما بر اساس شیوه ی خاص
درمحورجانشینی ، قانون تقسیم بر اساس واحد نحوی صورت می گیرد.یعنی تقسیم بر۳ واحد نحوی
مثال:
۱-گربه را ماشین کشت( مفعول ابتدا آمده)

۲-کشت گربه را ماشین(فعل ابتدا آمده)
۳-ماشین کشت گربه را(مفعول آخر آمده)

نتیجه: فقط درشعر مجاز هستیم که درمحور جانشینی، ادات جمله را جابجا کنیم.

 

نکاتی درمورد پریسکه:
-درپریسکه نقطه نمی گذاریم
-بهتر است فعل آخر بیاید
-علائم نگارشی مثل علامت تعجب و سوال را درصورت لزوم میتوان گذاشت.
–ضربه ی نهایی میتواند در اول شعر هم بیاید مثال: شهر مرا بردند
عاج چکمه های چند سرباز
-استفاده مجدد از یک کلمه در شعر ایرادی ندارد.

۴+

دومین همایش سراسری شاعران لرستان

 

 

 

قلعه فلک الافلاک لرستان خرم آباد

دومین همایش سراسری شاعران لرستان

انجمن پریسکه سرایان ایران باهمکاری اداره کل فرهنگ وارشاداسلامی لرستان و انجمن لرستانیهای مقیم تهران وفرهنگسرای ارسباران دومین همایش بزرگ شاعران لرستانی را برگزارمی کند.
مکان:تهران پل سیدخندان خیابان جلفافرهنگسرای ارسباران
زمان:۲۶ مرداد

۱۰+

تاثیرگذاری معنایی در پریسکه

تاثیرگذاری معنایی در پریسکه

به قلم: دکترسیده فهیمه میرقیوم نیا

اثر خلاق شاعر، همواره متکّی بر شدّت تجربه ی زیسته اوست. همانطور که بدن ما نیاز به تنفس دارد، روح ما نیاز به تکمیل و گسترش موجودیّت خود در واکنش های زندگی عاطفی دارد. احساس ما از زندگی، مایل است که در زیر و بم صدا، واژه و صورت خیالی، طنین انداز شود.

همه ی هنرها تجربه های ما را تقویت می کنند. اما اهمیّت شعر در این مورد به حدّی بیشتراست که به ما امکان می دهد تا فرآیندهای طبیعی تفکّر که بخشی از خود زندگی است را در خود استمرار دهیم. شعر، زندگی را بطور غیر علمی تقویت می کند و قلمرو شعر کوتاه این است که قلمرو تجربه ی زیسته ما را گسترش دهد. از سویی می دانیم که در شعر سنّتی دو معنای درونی و بیرونی بودن باهم تداخل پیدا می کنند و تجربه ی درونی یا شخصی که از طریق شعر شکل پیدا می کند با صورت بیرونی و تغزّلی و آهنگین شعر می آمیزد تا ساختارهای نوعی تجربه ی زیسته را بگشاید. در پریسکه این صورت تغزّلی بیرونی یعنی آهنگ، تحرّک و افت و خیز برداشته شده است و شکل تصفیه شده ای دارد که ابتکارات زبانی خاص خود را متولّد کرده است. از قبیل صرفه جویی پیچیده در استفاده از واژه های خاص، کاربرد سنجیده ی هجاهای تأکید شده و تأکید نشده طبق ارزش زبانی آنها، استفاده از جهان بینی و معیارهای فکری متفاوت و غیره.

پریسکه وضعیت شاعر نسبت به زندگی و شیوه های پرداختن شاعر به زبان حال را در زبانی مختصر و کوتاه بیان می کند. در شیوه ای که شاعر نباید کلّاً تسلیم شعر خود گردد و تعبیر جامعی از احساسات بی واسطه اش را بیان کند. بلکه باید از تشریح هیجانات درونی خود، چشم پوشی کرده و به بیان توصیف احساس لحظه نخستین جرقه ی آغازین آن شور و هیجان و تجربه، اکتفا نماید. فقط جرقه ای آتش می انگیزد که قوی، دقیق و پر انرژی باشد. محتوای معنایی پریسکه می بایست جرقه ای باشد که بر دل مخاطب فرود آید و آتش معنا و تجربه را در او شعله ور کند. و در این فرایند، گشودگی احساس، از گوینده به خواننده منتقل گردد. این تأثیر گذاری هاست که ساختار شعر پریسکه را شکل داده و آن را در دلها جایگیر می سازد.

از نظر منتقدان کلاسیک ادبی، وقتیکه وزن و قافیه، به طور منظّم در شعر به کار رفته باشند، تعبیر منظم یک احساس را در شعر بیان می کنند و غیاب این دو، احساس محرومیّت را در شعر به وجود می آورد. یعنی احساس فقدان لذّت را. که این احساس لذّت می تواند در محتوایی مؤثّر، خنثی گردد و یا حتی متوقّف شود. پس محتوای مؤثر پریسکه، باید به صورتی مناسب، منبع احساس تازه ای باشد که شدّت لذّت را چنان در مخاطب تقویت نماید که فقدان وزن و قافیه، تأثیری بر او القا نکند. احساس همراهی و لذّت بردن از پریسکه، زمانی در مخاطب تقویت می شود که شاعر با همان چند کلمه اندک، در واقع تمام آن چیزی را مجسّم کند که مخاطب عیناً همان موضوع، یا اموری مشابه به آن را تجربه کرده ولی ناگهان شاعر آن را با مفهومی دیگر و در فرمی جدید که برای مخاطب تجربه نشده، در می آمیزد. این همان چیزی است که به آن پایان غیر منتظره و غافلگیر کننده یا شوک آور می گوییم. چیزی که پتک آخر را بر اندیشه و احساس مخاطب می کوبد و او را وادار به تفکّری عمیق و هیجانی تأثیر گذار می نماید.

این تأثیر گذاری بر مخاطب، هدف غایی پریسکه را شامل می شود. آنچه در پریسکه حایز اهمیت و چشمگیر است، همین تأثیر گذاری کوبنده است. یعنی باید به نوعی سعدی گونه، پریسکه را به اعجازی سهل و ممتنع تبدیل نمود. پریسکه ای که با کمترین واژگان، بیشترین بار معنایی را با خود حمل کند. پس جدا از مسأله صبر و حوصله مخاطب برای خواندن شعرهای طولانی، دلیل عمده و ریشه ای کوتاهی پریسکه تأثیر ژرف و ایجاد تجربه ای نو و بدیع برای مخاطب است.

خالی از لطف نیست در این راستا مطلبی از دکتر عبدالحسین زرّین کوب از کتاب دو قرن سکوت نقل کنم. دکتر زرّین کوب در این کتاب چنین سؤالی مطرح می کند که : «ایرانیان پیش از اسلام که قومی بهره مند از خرد و دانش و فرهنگ و ادب به قدر کفایت بود چه شد که وقتی با اعراب مسلمان روبه رو گشتند، خاموش شدند ؟» . خود ایشان پاسخ سؤال را چنین بیان می کنند که : « زبان تازی، پیش از آن، زبان مردمی نیمه وحشی محسوب می شد و لطف و ظرافتی نداشت. معهذا وقتی بانگ اذان در فضای ملک ایران پیچید، زبان پهلوی در برابر آن فرو ماند و به خاموشی گرایید. آنچه در این حادثه زبان ایرانیان را بند آورد، سادگی و عظمت پیام تازه بود ». با توجه به این مطلب ، پریسکه باید پیامی چنان بدیع را در گوش جان مخاطب، طنین انداز نماید که مخاطب آن را با طیب خاطر خویش بپذیرد و از خواندن آن شور و شوقی بی حد در خود بیابد. این همان چیزی است که پریسکه نوجوان را مقبول و همه پذیر می گرداند. بوی خوشی که استشمام می کنیم یا برگ لرزانی که با باد پاییزی آرام آرام به طرف زمین در اهتزاز است اگر به صورت تجربه شخصی بیان گردد حاوی کمترین میزان تحریک و بیداری حس زیبایی دوستی است. اما بیان همه افکاری که از این طریق تحریک شده اند احساساتی را زنده می کند تا باهم متحّد شوند و ترکیبی از زیبایی قوی و مؤثّر را تشکیل دهند. رقص برگ لرزان به سمت زمین، تجربه ای همگانی است. شاعر پریسکه سرا این تجربه همگانی و تکراری را به مدد آمیختن امری غیر مربوط که ناگهان و در لحظه به ذهنش هجوم آورده، تیشه ی نهایی را بر تنه ی احساس مخاطب می کوبد و با آوردن حسن تعلیلی شاعرانه از یک واقعیت به یک غیرواقعیّت گریز می زند. برای نمونه افتادن برگ درخت را با دلایلی چون : « بوسه زدن بر پیشانی پیر زمین » و نیفتادن درخت پس از ریختن آخرین برگها را با دلایلی مانند :« زمین برای درخت جاذبه ای نداشت » می آمیزد و از یک امر انتزاعی و روزمره مفهومی عظیم تر را که هدف غایی اوست، به مخاطب تلقین می کند.

در پایان تأکید می کنم که نشانه شاخص نبوغ شعری این است که پریسکه سرا نه فقط باید به طرزی قانع کننده، تجربه را باز تولید کند، بلکه باید توسّط نوعی نیروی روحی سازنده، شکل های تجربه نشده ی زندگی روزمره را با ادغام این دو، برای دل مخاطب فهمیدنی تر و معنادارتر سازد.

منابع :انسان در شعر معاصر ،محمد مختاری، توس.

دو قرن سکوت ،عبدالحسین زرین کوب،سخن:۱۳۸۴

۱۸+

پریسکه چیست ؟ هانیه حسن زاده

پریسکه چیست ؟ هانیه حسن زاده

پریسکه یک قالب جدید شعر فارسی است که بر اساس فرهنگ اسلامی ایرانی .و با رویکرد مقابله با ورود عرفانهای نوظهور و عرفانهای شرقی ایجاد گردیده است. بنیان این قالب شعری توسط شاعر نوپرداز معاصر، علیرضا بهرهی صورت پذیرفت. شعر پریسکه به صورت رسمی توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران ثبت گردیده است. و در حال حاضر یکی از قالبهای پرمخاطب شعر فارسی می باشد. مسئولیت انجمن پریسکه سرایان ایران برعهده علیرضا بهرهی بوده که احمد فولادی طرقی به عنوان دبیر فنی انجمن بر روند سرایش پریسکه در سراسر کشور نظارت می نمایند. پریسکه یک لغت اصیل ایرانی و از واژه های زبان فارسی میانه محسوب شده و به معنای جرقه کوچک آتش است که هم اکنون ساکنان حاشیه زاگرس از قبیل مردم لرستان، کرمانشاه، کردستان، ایلام، بخشهایی از خوزستان و مازندران و چند نقطه مرکزی کشور هم اکنون نیز این واژه زیبا را با گویش های نزدیک به هم استفاده می کنند. اگر شعر را شعله ور شدن احساس و خیال بنامیم، پریسکه بخش کوچکی از این شعله می باشد که یک لحظه در ذهن روشنایی کوچک و زود گذری را ایجاد می کند و تا مدتی ذهن درگیر تفکر درخصوص او می شود. هدف از ایجاد قالب پریسکه ۳ مورد می باشد

اول اینکه در سالهای اخیر با یک پراکندگی در حوزه شعر کوتاه مواجه بودیم که هر کس به فراخور ذوق خود نامهای مختلفی چون هایکو، هایکوواره، طرح، کوتاه، شعر کوتاه بر اشعار کوتاه فارسی می گذاشت که هیچ کدام تمام کننده و کامل نبودند و در محتوا و فرم هم تفاوت چندانی نداشتند که به نامهای متعدد خوانده شوند.

دوم اینکه واژه های نا مانوس و خارجی به نام هایکو در ادبیات شعری ما وارد شده بود که گذشته از ورود نا میمون این واژه، هر چقدر شعرای ما در این عرصه به طبع آزمایی مشغول می شدند باز هم به نام فرهنگ و ادبیات ما تمام نمی شد و در پایان به آن شعر ژاپنی اطلاق می گردید. در هایکو شاعر باید با ۵ هجا ۷ هجا ۵ هجا و در مجموع ۱۷ هجا شعر بگوید که به هیچ وجه با توجه به قواعد و شکل واژگان فارسی نمی توان یک شعر کامل و زیبا سرایش کرد. در زبان ژاپنی ما با فصل واژه روبه رو هستیم یک واژه در زبان ژاپنی حتی معنای یک جمله کامل ما می شود. پس نتیجه می گیریم هایکو در ادبیان ما یک مهمان ناخوانده است که شعرای ما فقط باید از نوع نگاه و شیوه فعالیت هایکو سراهای حوزه (آس ان) مطلع بوده و تجربیات مثبت آنها را در قالبهای شعر فارسی بکار ببندند. سوم اینکه با روی کار آمدن تفکرات ذن در ژاپن و ورود این جریان فکری مذهبی در هایکو به شکلی که اگر نگوییم جزء لاینفک هایکو شده حداقل جزء همراه هایکو گردیده است هم زمان با ورود هایکو به کشورهای شرق و غرب تفکرات ذن و به طبع اندیشه های بودیسم با کارکردهای کم حساسیتی چون طبیعت گرایی و عشق به طبیعت هر چند که بعدها به طبیعت خدایی تغییر مسیر می دهند و همچنین تعالیم مکاتب شینتو و کنفوسیوس در این کشورها گسترش می یابد که کشور اسلامی ایران نیز استثناء نبوده است. این تعالیم و دستورها تحت عناوینی چون عرفانهای نوظهور و عرفانهای شرقی از طریق شعر با سهولت بیشتری در اذهان جوانان و نوجوانان شکل می گیرد.

سابقه شعر کوتاه در ایران

بر اساس اسناد و مدارک موجود در تاریخ ادبیات فارسی کهن ترین شعر کوتاه فارسی به پیش از اسلام به خسروانی برمی گردد که متاسفانه فقط چند شعر از این نوع در دست می باشد.گذشته از دوبیتی و رباعی که معروف ترین قالب شعر کوتاه کلاسیک می باشند. قالب های دیگری نیز در گوشه و کنار ایران وجود دارند که هر کدام فراخور فرهنگ و آداب و رسوم و طبیعت آن منطقه شکل گرفته است.

لیکو اعم از لیکوهای بلوچستان و لیکو های جنوب کرمان که تشابه فراوانی با هایکو و نوع شعر عام تر از هایکو که تا حد فراوان شعری شخصی است می باشد.

ولذا فهم لیکو حداقل در منطقه سرایش آن برای عام آسان و راحت می باشد.

– چهل سرود (چل سرو) در لرستان و بخشهای از ایلام و کرمانشاه که تماما تک بیتهای هجایی با مضامین عاشقانه، امید و آرزو و بعضا در مدح ائمه علیه السلام به ویژه مولا علی می باشد.

– ترانه ها و اشعار کوتاه در مناطق شمالی و دیگر نواحی ایران که تمامی این نوع از شعرهای خود جوش، کوتاه، سهل الحفظ و سهل الهزم بوده و هیچگونه تاثیری از هایکو یا شعر کوتاه چینی نپذیرفته اند.

ویژگیهای پریسکه

شعر پریسکه متشکل از حداقل ۲ و حداکثر ۴ بند یا فصل می باشد که در قالب های سپید و نیمایی سروده شده و در صورت امکان شاعر می تواند در یک فصل شعر را شروع و پایان دهد که برخلاف هایکو هیچگونه محدودیت محتوایی ندارد. شعر پریسکه تاکید بر تصویر سازی ایهام افکنی وادار کردن مخاطب به فکر در مورد موضوع مطرح شده در شعر و ارتباط درونی و بیرونی اجزاء شعر با هم را دارد. پریسکه می تواند مقفا هم باشد

به شرط آنکه فصلها با هم مساوی نبوده و به عنوان یک تک بیت کلاسیک محسوب نشوند. نحوه ی چینش و کوتاهی و بلندی فصل ها در اختیار خود شاعر است و شاعر می بایست با درنظر گرفتن شرایط زبانی روساخت و محتوایی ژرف ساخت پریسکه در دو محور عمودی(بدیع معنوی) و افقی(بدیع لفظی) نسبت به تغییر فصل ها و کوتاه و بلندی آنها اقدام نمایید. در هر فصلی که شاعر نیاز به تغییر نفس داشته یا دچار سکته یا توقف می شود زیباتر آن است به فصل بعدی برود مگر در شرایطی که آن سکته و توقف عینا در تمام فصلها تکرار شود که در آن صورت با ایجاد یک هارمونی صحیح، موسیقی زبانی مناسبی ایجاد خواهد شد.

بهتر است در صورت نیاز در هر فصل حداکثر از یک فعل استفاده شده و زیباتر آن است که به دلیل محدود بودن عرصه پریسکه، از تکرار واژه برحذر بوده مگر آنکه واژه برگزیده شده به حدی در محور جانشینی درست نشسته باشد که برای مخاطب، تنفر شنیداری ایجاد ننماید. در پریسکه باید یک جهان را در یک نگاه خلاصه کرد.

هانیه حسن زاده

۹+

دلیل مخالفت شاعرهای کلاسیک با پریسکه چیست؟

دلیل مخالفت شاعرهای کلاسیک با پریسکه چیست؟

اگر اینجوری نگاه کنیم که زمانی در زمین صلح کامل بوده و بر سر اختلاف ها و یا هر چیزی قبیله ها و کشورها وارد جنگ شدن و برای جنگیدن نیاز به ابزار جنگ داشتن پس شروع به ساختن صلاح با سنگ و چوب و استخوان کردن ، بعد ها و بعد از کشف آهن صلاح ها تغییر کردند و آهن جایگزین استخوان و سنگ و چوب شد و شمشیر و نیزه و چاقو و لباسهای زرهی آهنین ساخته شد ، بعد از سالها با کشف باروت این ماجرای تغییر دوباره تکرار شد و صلاح های گرم در میدانهای نبرد جایگزین شدند همینطور پیشرفت میکردند و صلاح های سنگین و اتوماتیک و هوایی و دریایی تا تکنولوژی نظامی پیشرفته تر شد و به قولی به روز شد که به حالت موشکی در آمدو صلاح ها قدرتمند تر شدند مثل موشکهای قاره پیما با کلاهک های هسته‌ای که بالا ترین تاثیر رو در تخریب دارن​ که امروزه پر قدرت ترین کشور ها کشور هایی هستند که این تکنولوژی رو در اختیار دارند

 

اینو گفتم تا برای درک بهتر مطلب اماده بشیم تا برم سر اصل مطلب

 

بزرگان شعر و ادب میگن قدیما همه انسانهای روی زمین شاعر بودن و اینطور بیان کردن که دوران بیداری بوده یعنی همه از نظر شعری بیدار بودن و گذشت تا دوره ای که همه خوابیدن عاطفه ها از بین رفت و همه بی احساس شدن تا اینکه عده‌ای دوباره بیدار شدن و شروع کردن به شعر گفتن و دوباره عاطفه و احساس مردم رو روشن کردن ولی از اون به بعد هیچوقت همه بیدار نشدن و اسم اونایی که بیدار شده بودن رو گذاشتن شاعر و افرادی که بیدار میشدن رو مستعد میدونستن و از اونجا بود که میگفتن طرف استعداد شاعری داره ، شاعر ها شروع به شعر گفتن و ساختن غالب های شعری کردند مثنوی و غزل و …. با تلفیق شعر با موسیقی ترانه و بعد ها بخاطر تکرار مکررات و تاثیر گذار تر شدن شعر و مهم تر از همه کوتاه تر شدن شعر برای ماندگاری بیشتر در ذهن مخاطب شاعر ها غالب جدیدتر رو ابداع کردن که ساختارش فرق میکرد و ساختار شعرهای قدیمی رو میشکست شعر نو ،  سپید و کوتاه تا کار به جایی رسید که جدید ترین غالب شعری یعنی پریسکه ابداع شد و شاعر میتونه در کوتاه ترین حالت بجای اینکه در چندین بیت و با کلی قواعد قافیه و عروض و … بخواد یه شعر طولانی بگه همون حرف و احساسش رو با پریسکه ای ناب میزنه و به مخاطب انتقال میده

خب حالا شما مثلا در جنگ هستید ایا از صلاح های استخوانی استفاده میکنید یا از صلاح های نوین و امروزی؟

اینجاست که پریسکه جایگاه ویژه ای پیدا میکنه چون شعر نوین یا امروزی همون پریسکه است ، شما خیلی کم پیش میاد یک غزل رو حفظ کرده باشید ولی یک پریسکه ناب رو به راحتی میتونید حفظ کنید و سالها در ذهنتون نگه دارید .

دلیل اینکه شاعر های کلاسیک با پریسکه مخالفت دارند همینه ، فکر میکنند که با ظهور شعر پریسکه شعر کلاسیک فراموش میشه و دیگه کسی سمت شعر کلاسیک نمیره و اینکه سخته براشون که ببینن حرفی رو که اونها در اون همه بیت میزنن یک پریسکه سرا در کوتاه ترین حالت با قدرت زیاد تسخیر ذهن مخاطب میزنه ، اما همه میدونن که شعر های کلاسیک هم در جای خود زیبایی خاص خودشون رو دارن یا بهتر بگم هر گلی بوی خودش رو داره.

 

خوشبختانه بعد از ثبت پریسکه توسط دکتر علیرضا بهرهی بعنوان یک قالب شعری در تاریخ ۱۳۹۱/۸/۸ روز به روز داره به مخاطبان و شاعران پریسکه افزوده میشه و مردمی تر میشه و جالبه که داریم شاعران کلاسیک کار هم که تعصب رو کنار گذاشتن و با نگاهی به پریسکه ، پریسکه سرا هم شدند و آثار قدرتمندی هم دارن .

 

ژراردو نروال : میگه آن کسی که اولین بار روی خوش را به گل تشبیه کرده شاعر است و دیگران مقلد او ، هر کس حتی جمله ای بگوید که در آن ایماژ (عنصر خیال) باشد آن جمله به نوعی شعر و آن فرد شاعر است ، پس تعصب بی‌جا برای چی ما همه داریم برای پیشرفت و ماندگاری و ترویج هنر میکوشیم.

 

به امید روزی که تعصبات بی‌جا رو کنار بگذاریم و از هنر لذت ببریم .

با تشکر

نوید فلاحی (اکتاو)

۱۳+