فریده توکلی

فریده توکلی

همراه با درودها
متولد ۱۵فروردین ۱۳۳۰هستم درمحله ای دررشت بنام زرجوب ظهر جمعه با خنده هام چشم ب مادرم دوختم .
وااای ج روزی…..
بگذریم ….ازکودکی با شاهنامه خوانی پدریزرگم زندگی میکردم .
یا رستم بودم یا تهمینه گاها سهراب وبدجنس مث گرسیوس…….بعدها مولاخوانیهاشون منو شیفته مولانا کرد
وعاشق نظامی در ومورد عاشقانه های زیباش …با حافظ می خوابیدم ووووووووو
دوره ابتدایی رو درمدرسه ژاله خدمت خاله م ک مدیرم بودن ومن درمدرسه بدون اینکه بدانم بازی دربازی نقش بازی میکردم نقش رستم سپس تهمینه ووووو
ب تاتر وگویندگی رادیو رو دوستترداشتم مجری برنامه های کودک ونوجوان و دهقان وبازیگر انواع نمایشنامه ها……
اینگونه دوره دبیرستان رو در رشته ادبیات فارسی ب پایان رساندم .
همان سال دوره دوساله دبیری قبول شدم انگار خیلی عجله داشتم ازدواج کردم همزمان با گذران این دوسال بچه دارشدم.
درین سالها فروغ شاملو سهراب اخوان پروین وسیمین بانو را دوس داشتم برای خودم زمزمه هایی داشتم از ابتدا درکیهان بچه ها اطلاعات پسران دختران بعدها زن روز بانوان چاپ میشد .بیشتر بازیگر تاتر وگارگردان تاتر بودم
درجلسات مختلف نقد وبررسی کارام با شعرام شروع میکردم …خوشبختانه همسرم نوبسنده ونمایشنامه نویسن
ساکن بندر پهلوی وانزلی هستم .سالها ب دلایلی ازهنر فاصله گرفتم سال۶۸دررشته بازیگری وکارگردانی کارشناسی گرفتم ودرهمان سالها کارشناس ادبیات فارسی……سالها داور جشنواره های مختلف تاتر قصه نویسی وشعر بودم …..چندین بار ب مناسبتهای روزمعلم تولد فاطمه زهرا(س)مقامی کسب کردم
شعر رو ازسال ۶۸درانجمن شعروادب شیدای بندر آغاز کردم هم زمان تاتر وسینما وسریال …..
ازسوالات شما چیزی سر درنیآوردم…ینی چی؟
برا کتاب خوب خرج میکنم اگه بتونم براچاپش ب دوستام باتوجه ب حقوق باز نشستگیم همکاری اندکی میکنم .
شهر ما مترو نداره اتوبوس کمتر سوار میشم پیاده روی رو دوستتر دارم.
هنوز درگذشته سیر میکنم بربادرفته از حافظه م پاک نمیشه
زنبق دره بالزاک ….کتابهای الکساندر دوما…جنگ وصلح تولستوی…..کلیدر دولت آبادی….کتابهای هدایت ….از مسخ کافکا بیرون نیومدم …..و از زمان در زمینه ادب وهنر عقب نمیفتم …..شیراز وتخت جمشید اصفهان وعالی قاپو کاشان و حمام فین همدان و هگمتانه و با با طاهر وبوعلی سینا
نیشابورو خیام عطار وکمال المک …….قونیه ومولانا…..
آمفی تاتر انزلی وخاتم رشت و وووو
ساکن دریا ودریاییم ودریا قبلمه
من دهاتی هستم من یوش نیما رو دوستتر دارم
باتوحه با اینکه پرلاشز هدایت غریبه
قد نیلو فریم در دل مرداب شکست ,
ساکن شهر جنون دل بی تاب شکست
تشنه شد دل چو کویری ب تمنای وجود
فکر واندیشه من درخم نا یاب شکست
کاش چشمم خبر از بغض گلو گیر نداشت
بغض طوفان زده ام در ته تالاب شکست
دفتر عمر ورق خورد ببین با چه شتاب
شبشه عمر درون قفس قاب شکست
پلک برهم زدی ای عمر عبث بیهوده
درره شعر وادب فرصت کمیاب شکست
نیم قرنی به ره علم وهنر دادم جان
در شگفتم ک دلم در نک قلاب شکست
ساکن کوی هنر عابد عشق است وهنر
در سر سجده عشق حرمت محراب شکست
ای فریده چه نشستی که شکسته دل وجان
دلم از چینی تنهایی سهراب شکست
شهریور ٩۴فریده توکلی
دوجشنواره برگزارکردم بنام فصل شاعری در سه بخش آزاد
کلاسیک ترانه سپید استانی وکشوری
مسول انجمن ادبی شعرو ادب شیدا هستم
تصمیمم برای منطقه ای وهمچنام لین الممللی هم هست

 

(Visited 168 times, 1 visits today)
۰