تفاوت نثر با شعر(الهام چعبی)

 

تنها برش دادن سطور نثر و زیر هم نوشتن پاره های نامنظم کوتاه و بلند جملات،نشانه ی شعربودن نیست.
روزنامه ها پراز چنین نثرهای گیج کننده هستند که نه احساس و اندیشه در آن است ونه پند و پیام به درد بخوری را در آغوش صنایع و آرایه های ادبی برخورد می باشند
چیدن آرایه هم دریک سطر ،اگر خالی از پیام باشد دلیل بر موجودیت شعر نیست. میتوان در عرض یک ساعت هزارکلمه نثر نوشت که پر ازتصویر و‌کنایه ‌و ترکیب و‌آرایه های مختلف باشد اما هیچکدام از دل برنخاسته باشد.
بنابراین نثر خالی ازاحساس و تهی از شعر و شعریت نیز بسیار است.
ازقدیم موسیقی و‌شعر لازم و ملزوم یکدیگر بوده اند .
شاملو ،اسم قالب نثر مرسل ادبی را که از قرن سوم رایج بود را(( سپید)) گذاشت
نیما نیز اسم قالب نثر روان و‌مسجع و‌بینابین فنی را که از قرن پنجم رایج است ،نو(( نیمایی)) گذاشته است.
مناجات نامه شیخ عبدالله انصاری ،شعر نو است.

و اما تفاوتهای شعر با نثر:

۱-فرم بیرونی:
نثر را به صورت پیوسته می نویسند و دارای پارگراف بندی است. درحالی که شعر را به شکلهای مختلفی می نویسند.
مثلا مثنوی را به شکل دو مصرع( یک بیت) درهرخط می نویسند.
باید توجه داشت باتغییر فرم بیرونی ،یک نثر به شعر تبدیل نمیشود.

۲-زبان
زبان‌یک‌ سیستم قراردادی منظم از آواها یا نوشته های کلامی یا نوشتاری است که برای نمایش و فهم ارتباطات واندیشه ها به کار برده میشود .وقتی میگوییم‌ زبان شعر و نثر متفاوت است .یعنی نوع واژه های استفاده شده ،چگونگی بهم پیوستنشان و درنتیجه جمله های حاصل شده درشعر با نثر متفاوت است.
یک شعر اگر قافیه و وزن داشته باشد ،فرم بیرونی اش هم شبیه شعر باشد اما زبانش به زبان شعر نباشد به دل نمی نشیند.شاید یکی از دلایلی که اکثریت مردم شعرهای حافظ راخیلی دوست دارند و از شعرهای فردوسی داخل شاهنامه در اون حد لذت نمی برند بخاطر این است که زبان حافظ بیشتر از فردوسی شاعرانه است.

۳-ارتباط واژگان با ساختمان
در شعر از واژگان طوری استفاده میگردد که درنهایت بسته به نوع شعر یکسری وزن یا قافیه ‌و…پدید می آید که در نثر وجود ندارد.
البته نوعی شعر هم هست که نه وزن دارد نه قافیه ،آن دیگر فاقد این ویژگی است وصرفا بواسطه ی زبان شاعرانه است که مشخص میشود شعر است یا نثر
۴- شعر میتواند فرامکانی و فرازمانی باشد و درکل مرزهای ملموس توی نثر را رد کند.

خلاصه کلام: شعر دارای پیام و خیال و موسیقی و زبان خاص خودش است

یکی از موضوعاتی که به زیبایی شعر و خلاقیت ذهن ضربه میزند این است که شاعری عادت کند به پیدا کردن عکس و درموردش بنویسد.این عادت به مرور زمان موجب میشود دیگر به مسایل اطراف وحتی تجربیات شخصی خویش نپردازد.
ضمن اینکه عکس خود ،مطلب را رسانده و شعر شاعر جز تکرار مطلب چیز دیگری نیست.
برای همین است که می بینیم چندین شعر با یک پیام درموضوعی خاص وجود دارد و‌حتی گاهی موجب تنش بین شاعران میشود که فلان شخص از شعر من الهام گرفته
لذا توصیه میشود شاعر درهمه ی زمینه ها دقت کند ،ریزبین باشد و پیامها را از محیط پیرامونش دریافت کرده درقالب کلمات آهنگین و‌زیبا نموده با عناصر شعر در امیخته و کشف بزرگش را درپایان شعر بیاورد

اینکه من نوعی بیایم از کانال های تلگرامی یک خبر سوخته را به شکل شعر بنویسم،هیچگونه لذت و نو آوری محسوب نمیشود .چون تکراری است.
مثلا : دانشمندان نوعی خرچنگ در اقیانوس کشف کرده اند که خون آبی رنگی دارد

حالا شعر?

آبی است
خون خرچنگ
در اقیانوسها

همانطور که می بینید عین جمله خبری نقل شده و هیچ لذت شعری ندارد.
لا اقل اگر کمی احساسات قاطی آن میشد و آرایه های ادبی زیباتر میشد مثلا???
آبی تر از خون خرچنگ
رگهای من است
استقلال لحظه ها

الهام چعبی

(Visited 84 times, 1 visits today)
۰

2 thoughts on “تفاوت نثر با شعر(الهام چعبی)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *